سفارش تبلیغ
صبا


... حس ِ پنهان

 

دخترک حساس و نازک نارنجی درونم

چه بی هوا این همه بزرگ شده است    ...
چه قدی کشیده طاقتم ...
ضرب آهنگ ِ قلبم چه آرام و منطقی میزند ...
چه شیشه ای بودم روزی

حالا اما به سخت شدن هم رضایت نمی دهم ...

به سنگ شدن می اندیشم ..

اینگونه اطمینانش بیشتر است ...

جای بستنی یخی ِ دوران ِ کودکی ام را

قهوه های تلخ و پر از سکوت ِ امروز گرفته است ...

این روزها

لحن حرف هایم آنقدر جدی شده است که خودم هم از خودم حساب می برم ...

در اوج ِ شادی هم قهقه سر نمی دهم و به لبخندی اکتفا می کنم ...

 

چه پیش بند ِ عجیبی ست کلمه ِ خانم...

همین که پیش اسمت می نشیند تمام ِ سرخوشی و بی خیالی ات را ازتو می گیردو به جایش وقار و متانت را روی شانه ات می گذارد ...

نه اینکه این ها بد باشدها! نه، اصلا ...

فقط خدا کند وزنشان آنقدر سنگین نشود که دخترک ِ حساس و شیرین ِ درونم زیر سنگی بمیرد . . .


پ.ن:این وقار و متانت رو خیلی دوست دارم ...خیلی . . .

.

.

.

نوشته از من نیست ...

عکس:مریم رضایی

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 93/11/2ساعت 11:45 عصر توسط زهرا.م نظرات ( ) |


Design By : Pichak