... حس ِ پنهان
گفته بودی نشـانه ها...
حالا بیا و ببین...
از آسمان ِ آخرین روز ِ بهار ...
باران بارید...
***
ذره ذره اشک ریخت...
اشک دلتنگی...
***
پ.ن: بغضم شکست...
دست هایت که هرگز به چشم ندیدمشان باز هم تکیه گاهم شد...
.
.
.
راضیم به رضایت......
نوشته شده در چهارشنبه 91/3/31ساعت
12:19 عصر توسط زهرا.م نظرات ( 44 ) |
Design By : Pichak |